میزان پورسانت
میزان پورسانت شما به خیلی چیزها بستگی دارد.
در نتورک تقریبا صد در صد افراد به شما می گویند که میزان درآمد شما به سعی و تلاش خودتان بستگی دارد! خب، پس من دیگر این را نمی گویم چون حالتان را بهم می زند. چون این حرف با همه ی درستی اش، خیلی کلی است و چیزی به دست آدم نمی دهد بخصوص برای آدمی که چند سر عایله دارد و نمی تواند خیلی روی حرفهای کلی حساب باز کند. اما عوامل مهم دیگری که پورسانت تان را تعیین می کند از این قرار است.
۱. محصول
محصول و هر چیزی که به محصول ربط دارد، در تعیین پورسانت شما نقش دارد. از جمله کیفیت محصول، قیمت محصول و همانطور که قبلا گفتیم اینکه محصول، بیشتر خریدنی است یا فروختنی. مسلما در شهری مثل تهران، فروختن لوازم آرایشی با فروختن فرهنگ لغات فارسی فرق دارد. درست است؟ یکی از مشخصه های محصول که در استمرار پورسانت شما تاثیر دارد این است که: محصول شما چقدر قابلیت خرید مکرر دارد؟ یعنی از زمانی که محصولی را به یک مشتری فروختید، چقدر طول می کشد تا دوباره سراغ تان بیاید و همان محصول یا محصولی مشابه را بخرد. ناگفته پیداست که این خصوصیت چقدر به افزایش پورسانت فروشنده ها کمک می کند. شما یک یا دو بار فروشی را انجام می دهید و از آن پس با کمی پیگیری، زنجیره ای از فروش های پی در پی نصیب تان می شود. و شما می توانید زمان تان را روی مشتری های جدید بگذارید. فکرش را بکنید.
۲. گروه همکاران
منظورم سرگروه های تان و سرشاخه های شرکت است. در واقع، نتورکی که شما تجربه می کنید چیزی نیست مگر افرادی که با آنها کار می کنید. شاید کمی غلو کرده باشم اما حکایت هر کسی از نتورک، حکایت کار کردن با همکارانش است. در نتورک، شما بیش از هر فرد دیگری، با سرگروه مستقیم خودتان سر و کار دارید. یک سرگروه خوب و باتجربه که واقعا یکی از کارهای زیر را برای شما انجام دهد، جواهر است!
- مشتری یابی را به شما عملا آموزش دهد و کانال های مشتری یابی شما را فعال سازد و سپس به شما عملا فروش را آموزش دهد. اگر این کار را نمی کند پس حداقل
- مشتری یابی را به شما عملا آموزش دهد و کانال های مشتری یابی شما را فعال سازد. اگر این را هم نمی کند پس حداقل
- واقعا مشتاق باشد که به همراه شما و دیگر همکارانش، همگی با هم فرایند مشتر ی یابی و فروش را یاد بگیرید و پیشرفت کنید. این آخری را حتما می تواند انجام دهد البته در عمل و نه در حرف. (خدا وکیلی اگر این آخری را هم انجام ندهد دیگر همکاری با وی به صلاح تان نیست.)
اگر افرادی را نیابید که عملا بدنبال انجام این کارها باشند (چون در حرف، همه دارند این کارها را انجام می دهند!) پس باید تنهایی این کارها را انجام دهید.
۳. طرح درآمدی (بخش پورسانت فروش مستقیم)
مسلما فرق می کند که شرکت تان به شما چند درصد از فروش شخصی تان را پورسانت بدهد. پورسانت زیاد، باعث گران شدن محصول شده و فروش شما کم می شود و در نتیجه سودتان هم کم می شود. پورسانت کم هم باعث می شود که انجام کار برای شما نیارزد و انگیزه تان را از دست بدهید. مقدار بهینه ای وجود دارد که با آن، نه سیخ می سوزد نه کباب. البته متاسفانه تا وارد گود نشوید و دست به عمل نزنید و فروش تان را شروع نکنید، درک مناسبی از این درصدها و اعداد و ارقام پیدا نمی کنید، بالاخص اگر تاکنون فروش انجام نداده باشید. اما نگران نباشید امتحانش ضرری ندارد.
۴. شرکت
یک شرکت، کارهای بسیاری برای فروشنده اش می تواند انجام دهد. بخشی از راحتی یا سختی کار شما در بخش فروش، به این بستگی دارد که شرکت وظیفه اش را درست انجام داده است یا نه. در واقع شما در خط مقدم، شمشیر می زنید و آنها در پشت جبهه تدارکات را برای شما آماده می کنند. عموم شرکت های نتورک در ایران، نوپا هستند. منظورم این است که خیلی ازشان انتظار نداشته باشید. انشاالله سعی خودشان را می کنند.
در این میان یک نصیحت می کنم که شاید به کارتان بیاید:
روی وعده هایی که برای آینده می دهند حساب باز نکنید
بلکه بر مبنای آنچه هم اکنون دارند، برنامه ریزی کنید و
صدالبته توکل تان بر خدا باشد.
http://www.mlmopedia.com/